شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ [تلگرام] .
خطا در آدرس عکس
my writings
ياد باد آن روزگاران ياد باد،مادر همايي داشتيم،سر به سر با مکاشفه مي گذاشتم،با قلمدون دنبال خبر مي گشتيم،در انتظار آفتاب مي مانديم،با نهان خانه جان چاي مي خورديم،دختر دوست داشتني را دوست داشتيم،جوجه مهندس را خانم مهندس کرديم،اما انديشه نگار بود و هست و خواهد بود انشاء الله،و من تو خدا آخرش هم راز شد،
my writings
و عمو آينه سکندر هم حسرتش در دل ماند،و هفت آسمان دلتنگي برا ما ماند،و شمس الظلام رفت که رفت،و سيد مهندس ما که نيست نيست،راستي از رز آبي چه خبر مکاشفه،ما برآنيم که ياد دوست را بکنيم،از سويداي دل،غم ببريم،گر چه شعر ما از صنعت شعري خالي باشد، اما با شما ياران بودن را هزاران دنيار طلا مي خريم.
@my writings چه زيبا ..... همه از دايره ي عشق تو بيرون رفتند دل ما بود که چون نقطه ي پابرجا بود
ياد باد آن روزگاران ياد باد. فعلا دلي جز پر از درد نمانده با پروپرانول هاي 20 الي 40 .‌. که دکتر همه اش را در اضطراب و تشويش مي داند.
@my writings رز آبي هم روزگار مي گذراند با تمام دخترانگي هايش.
@my writings من هم با همين دل پردرد ، اما الحمدلله چند صباحيست نفسي زلال بر روحمان مي آيد و مي رود. همانقدر لذت بخش و همانقدر آرامش بخش و همانقدر روح نواز
@my writings و شما اي دوست خوش سخن، کيستي که چنين شگفتانه صندوقچه خاطرات خانه ي پارسي من را باز کرده اي؟
my writings
@کفش هاي مکاشفه My name is Esra a I am the box of secrets
my writings
@کفش هاي مکاشفه تپش قلب شما را، چه شده نظم نداره غنچه در صورت ماه بزم ندارد ديده بر کشف حقيقت نمودي جانم ؟ *ما دنبال شفاييم،اين دوا که مي خوري رحم ندارد
@my writings يادش بخير
my writings
@ترخون بانو اسم شما‌‌ رو ننوشتم،بد شد
@my writings نه خواهش ميکنم خوب کاربراي قديمي زيادن طبيعيه از قلم بيفتن
@my writings درسته اين دوا رحم نداره ولي ظاهرا خوبه آهان پس سکرته اسم تان. چه عرض کنم. بهرحال ما خوشحاليم از وجود شما و يادآوري خاطرات
يادباد آن روزگاران،هرچندکه من دردهه نود،ظهوروبروزدوسه سال اخيررا نداشتم اما هميشه پارسي برايم زيبا بود، نوشتيم به عشق وازعشق ونفس کشيديم باعشق وزيستيم به عشق.
@جوادتبريزي دقيقا
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top