پيام
+
نتونستم اين توصيه پزشكي بسيار مهم را براتون ننويسم...!!!* به هيچ وجه بادام نارس (يا همان چاقاله بادام) و آلوچه نارس ( يا همان گوجه سبز) را خصوصا وقتي که روش سديم كلرايد (يا همان نمک طعام) ميپاشيد نخوريد. . . . . صبر کنيد من هم بيام تا با هم بخوريم من گوجه سبز خيللللللي دوست دارم!!!!

* راوندي *
03/12/29
«سيدمرتضي»
باشه
يک فنجان آرامش
تو پسري اينقدر خوشمزه اي؟
پيام رهايي
پسر نيستم...مَردَم...چطور!؟
ღೋاحرار
سربازآقا
اتفاقا بنده هم در مورد چغاله بادام و آلوچه بنا به سفارش همه اطبا و دکاتير عزيز بايد عرض کنم قبل از مصرف حتما آن را بشوييد، بعد نمک و گلپر بپاشيد وقتي حسابي بزاق ترشح فرموديد اندکي تامل بفرماييد تا پيام رهايي و بنده هم برسيم و با هم خرچ خرچ تناول بفرماييم
پيام رهايي
دهنم آب افتاد...
سربازآقا
قابلي نداشت، لطفا احساساتتونو کنترل کنيد
پيام رهايي
احساسات بله چشمممم...وليييي آب دهنمو چيکار کنم...خخخخ
سربازآقا
آب دهنو که نميشه کاريش کرد، از صميم قلب متاسفم
نگارستان خيال
محدثه خانوم
چشمممممممم
پيام رهايي
بله يعني حيفه قورتش ندي...بزاق دهان اينقدر زحمت بکشه... در بياد و قورتش ندي...!ممنون از همه...!
غزل صداقت
چرا ميگن گوجه سبز
يک فنجان آرامش
بابا مرد.مررررررررد(جناب خان) مرد چيه؟
پيام رهايي
گوجه سبزه ديگه...نميدونم
پيام رهايي
جناب عبدي...کجايي!؟؟
غزل صداقت
به گوجه ي کال و نرسيده گوجه سبز مي گويند
پيام رهايي
بله ..ممنون از تعريفي که ارائه فرموديد...قانع شدم.
يک فنجان آرامش
کي با من کار داشت؟
پيام رهايي
کار نداشتم که...خواستم باشي فقط دلم قرص و محکم بشه...!!!!
غزل صداقت
خواهش ميکنم
يک فنجان آرامش
گوجه سبز به آلوچه مي گن.
يک فنجان آرامش
دلال يا دلار
يک فنجان آرامش
شما بچه کجايي?
پيام رهايي
ممنون خانم غزل صداقت....بله سيد گرونه... بايد خريد شراکتي باشه.....دلال نميدونم چيه جناب انتظار....ميشه بگين چيه؟.....بله آلوچه پآلوچه است و کلرايد سديم ...نمک...!!!...من بچه پيام رسانم...
يک فنجان آرامش
نعني و گيشنيز و نمک رو با آلوچه خرد شده قاطي مي کنن دلار بدست مياد.طرف هاي ما که ميگن دلار.اوکي پارسا جان
يک فنجان آرامش
پارسا جان دلار ما اينجوري بود که گفتم.سيستم مازندران با گيلان کلي فرق مي کنه ادش
پيام رهايي
دلار و دلال بيشتر دهنو آب ميندازه تا خود آلوچه سبز...!
حرف امروز من
ما هم تو بهشت خورديم و به شما تعارف نكرديم گله گي نكنيد. جبران اين پيام ميشود كه دلمان خواست
پيام رهايي
بهشت نصيبتان باشد...ممنون...نوش جانتان...قصدي در کار نبود و مزاحي بيش نبود.
پيام رهايي
فصلش داره ميرسه!!
*ترخون بانو*
چه وقت بروزرسانيه اين پيام بود اونم تو اين وقت ماه رمضون و نبود گوجه سبز بقول ماآلوچه
پيام رهايي
http://setarehab.parsiblog.com/Old/Feeds/ اين در حقيقت تمرين و رزمايش براي اون اتفاق اصلي است.
*ترخون بانو*
@پيام رهايي هروقت فصلش رسيد رزمايش اصليم شروع ميشه
*قاصدك*
خيلي خوشمزه ست
پيام رهايي
http://ghasedak2007.parsiblog.com/Old/Feeds/ نوشجون هر کي نوبرانه اش را ميل کرد
* راوندي *
خوب يادم هست اين پست را لايک کردم با هم اختلاف نظر داريم اما دليلي ندارد گفتگو نکنيم شايد در اين بين از هم چيزي ياد گرفتيم شايد هم بر خلاف ظاهرمان کارمان به کتک کاري کشيد
پيام رهايي
@ راوندي ممنون جناب راوندي عزيز... اختلاف نظر هم باشد طبيعيه و در مورد مسائل گوناگون هرکس و همه کس که با هم يکسان نمي بينند و برداشت واحدي ندارند پس اختلاف سليقه و تفکر و نظر هم طبيعيه ... در خدمتتون هستم
* راوندي *
پيامبر ص در جمع اصحاب فرمودند اگر جواني در دوره آخرالزمان بتواند فقط دين خود را حفظ کند چهل برابر ما نزد خدا مقام دارد و در اعتراض اصحاب که ما براي دين چنين و چنان ميکنيم و فقط جواني بتواند دين خود را حفظ کند ؟ ! که پيامبر فرمودند خاموش باشيد که من خود و علي را هم ميگويم . شما اين روايت را شنيده ايد ؟
پيام رهايي
@ راوندي خير، اين روايت با اين متن و عبارت خاص در منابع معتبر حديثيمعتبر نديدم. اما از نظر مفهومي، احاديثي با مضمون مشابه درباره سختي حفظ دين در آخرالزمان وجود دارد اين روايت به سختي حفظ دين در دوران فتنه و انحراف اشاره دارد، اما متن مورد اشاره شما که مقام فردي در آخرالزمان را چهل برابر مقام اصحاب معرفي کند و ادامه اش، در منابع معتبر يافت نشده است.
پيام رهايي
ممکن است اين روايت از لحاظ مضمون ساختگي يا دچار تحريف شده باشد. اگر منبع خاصي براي آن سراغ داريد، ميتوان بررسي دقيقتري انجام داد.
* راوندي *
@پيام رهايي بسيار برايم عجيب است خودم اين روايت را در ده دوازده سالگي در جلسه اي که دعاي سمات برگزار ميشد از شخصي که جلسه را برگزار ميکرد شنيدم و تا کنون به هر کس هم گفته ام تاييد کرده و بعد خودش ادامه داده که بله ايشان پس از آن به اصحاب فرموده اند که شما مرا ديده ايد اما آنها فقط شنيده اند . مثل همين ديروز .
*ترخون بانو*
توماه رمضونيه کي اين پست رااورده بالا
پيام رهايي
@ راوندي اين مضمون در روايات اسلامي آمده است که با اون روايتي که شما آورديد متفاوته، از جمله حديثي از پيامبر اکرم (ص) که فرمودند: "خوشا به حال برادرانم!"
اصحاب پرسيدند: "آيا ما برادران تو نيستيم؟"
فرمودند: "نه، شما اصحاب من هستيد. برادران من کساني هستند که در آخرالزمان ميآيند، به من ايمان ميآورند بدون آنکه مرا ديده باشند."
پيام رهايي
اين حديث بر ايمان قوي مؤمنان در آخرالزمان تأکيد دارد که با وجود فتنهها و نديدن حضوري پيامبر (ص) و امام زمان (عج)، ايمان خود را حفظ ميکنند.
پيام رهايي
@ترخون بانو حتماً يه روزهدار گرسنه و تشنه رد شده، چشمش افتاده، وسوسه شده، بعدم با يه آه عميق بازنشر زده که بقيه هم تو حسرتش بسوزن! ماه رمضونه، آدم از عکس آب و غذا هم احساس تشنگي و گشنگي ميکنه، چه برسه به آلوچه سبز با نمک!
*ترخون بانو*
@پيام رهايي اخه چرا ادماميزارن تو حسرت خوب من حالا الوچه از کجابيارم هوس کردم
پيام رهايي
@ترخون بانو فصلش نيست، پيشنهاد مي شود: از لواشک آلوچه بهعنوان جايگزين استفاده کنيد!
*ترخون بانو*
@پيام رهايي ممنون از پيشنهادتون بله حتما ميخرم
* راوندي *
@پيام رهايي ببخشيد اما منطقي بنظر نمياد که پيامب. ناگهان رو به اصحاب بگويد خوشا بحال برادرانم هر چه فکر ميکنم بيشتر به حقيقت حکايتي که در نوجواني شنيدم پي ميبرم و عقيده دارم عده اي به تصور اينکه شخصي پيدا شود که در قيامت مقامش از آنهايي که ذکر کردم بيشتر باشد انديشه صحيحي نيست !
* راوندي *
اما بهر حال آنان که چنين تصوري داشتند و دارند با اين موضوع فکر نکردند که نه تنها هيچ جواني نميتواند در دوره آخرالزمان دين خود را حفط کند بلکه اکثريت پيران هم از اين امر عاجزند . لابد تعجب ميکنيد اما مطلبي را مطرح ميکنم تا بيشتر به عمق ماجرا پي ببريد .
* راوندي *
مدتي قبل چون به مناطق مختلف سر ميزدم لذا نماز را هم در مساجد مختلف ميخواندم . از زماني که نماز را بجاي مي آوردم تسبيحات اربعه را سه بار ميخواندم اما پشت سر اين آقايان موفق نميشدم هر سه را بخوانم چوک بر خلاف حمد و سوره خيلي با سرعت ميخواندند و من در فکر فرو ميرفتم که چرا تسبيحات اربعه را چون يواش ميخوانند اينقدر سرعت ميدهند
* راوندي *
کم کم به تمامشان اعتراض کردم فقط يک نفر پذيرفته اما بقيه اعتراض ميکردند و بهانه مي آوردند حتي يک نفر که پدرش شهيد و عمويش همه کاره مجلس بود با ناراحتي از روي صندلي بلند شد و گفت : اي بابا کي حوصله داره ! و عمويش بعد از اينکه گفتم شما عادت کرده ايد بدترين ناسزا ها را به بنده گفت .
* راوندي *
يک شخص ديگر که پيش نماز مسجد جامع هم بود گفت که اين عمل ريا هست اما خودش انجام ميداد و به او گفتم شما خودتان هم رعايت نميکنيد اما انگار متوجه حرف من نميشد و بعد از آن رفتار خصمانه اي هم داشت و دست آخر بسيج را بر عليهم تحريک کرد و از طرف ديگر لطف خدا بيشتر شامل حالم شد و بيشتر فهميدم
پيام رهايي
ماشاالله جناب راوندي که اين همه حوصله داريد و قلم مي زنيد... خدا با پيامبر و خوبان محشورتان کند.
* راوندي *
در همين مسجد رفتار جوانان بسيجي با ضعيفترها بقدري ناشايست بود که چندين بار سرشان فرياد زدم و اينطور بنظرم آمد که فقط عضو بسيج شده اند که داراي قدرت شوند و به ديگران ظلم کنند و اينها همان کساني بودند که بوقتش طوري رفتار ميکردند که گمان ميکردي که سربازان امام زمان هستند . حتي يکبار در حياط مسجد فرياد زدم اينجا يک آدم پيدا نميشه اينها رو راهنمايي کنه ؟
* راوندي *
@پيام رهايي باور کنيد که اين همه که بعقيده شما صبر و حوصله مياد فقط لطف خداست و اين باز هم برميگردد به آن حديث که خدمتتان عرض کردم . باور نميکنيد اما اعمال اين چند سال اخيرم کار را بجايي کشاند که پروردگار لطف کردند و در چهار جمله توسط مقربين درگاهش مرا راهنمايي فرمودند و اين صدايي بود که در لحظه اي که داشتم بر اثر برخورد مردم از بين ميرفتم از پشت سرم شنيدم
* راوندي *
بعد از آن لطف الهي مدت زيادي گيج بودم و گمان ميکردم به هر کس بگويم فکر ميکند که ديوانه شده ام اما کم کم متوجه شدم که چه سعادتي نصيبم شده است و بتدريج در مکانهايي که احساس ميکردم لازم بود مطرح ميکردم . بعضي باور ميکردند و بعضي هم خير اما بهر حال تاثير خود را ميگذاشت . بهر حال اکنون ديگر چون به يقين رسيده ام هر عمل خيري برابم وظيفه و هر عمل خطايي بزرگترين گناه بنظر مي آيد .
* راوندي *
بهر صورت چند با. اين سعادت نصيبم شد که در چند مسجد در غيبت پيش نماز بنده اداي وطيفه کنم و هنگام نماز متوجه شدم که چه سعادتيست و چه لذتي دارد که از طرف جماعتي با خدا گفتگو کنيم آنجا بود که متوجه شدم که نه تنها نبايد براي انجام اين عمل وجهي دريافت نمود بلکه بايد پولي هم داد و وقتي اين مطلب را به باني مسجد گفتم گفت دوست داشتم مستاجر بودي تا ببينم باز هماين حرف را ميزني يا نه
* راوندي *
کم کم متوجه شدم که هر کس براي نماز واجب خودش پول بگيرد نمازش باطل است و هر کسي هم پشت سر کسي که نمازش باطل است نماز بخواند نمازش صحيح نيست . يکي دو ماه قبل در محله قبلي خودمان با يک دوست قديمي که مغازه آبليمو فروشي بزري دارد. در محله جاي پدر خدمت ميکند و صاحب نام هست مطرح کردم گفت براي مسجد که پيش نماز خواستيم آخوند گفت تا اينقدر پول ندهيد نميآيم نماز بخوانم
* راوندي *
البته ميدانم که مسئله اياب و ذهاب را مطرح ميکنند اما مگر يک اداري يا يک نانوا حقوقي که دريافت ميکند براي اياب و ذهاب است . در اين مورد بنده عقيده دارم چند نفر از نمازگزاران که مرتب به مسجد مي آيند و مردمان درست و مورد اعتماد هم هستند و حمد و سوره شان هم صحيح است نماز را برگزار کنند . حالا اگر سخنران و روزه خوان خواستند پول بدهند و دعوت کنند
* راوندي *
بله قبلا هم اينجا و در پست بعضي از دوستان اشاره به اين موضوع داشته ام که دانستن اينکه چه مطلبي شنيدم مستلزم اينست که شنونده حکايت کامل را بداند اما جمله دوم را که در انتهاي سال 1400 روي داد را ميتوانم مطرح کنم . ما بر اساس قراردادي که از اول بستيم نبايد دخالت کنيم . بعد از آن ديگر هيچ ارتباط مستقيم نداشتم اما حضورش را اطرافيانم هم حس ميکردند.
* راوندي *
روزگار عجيب و اوضاع بدي داريم که قابل وصف نيست ما هم بخواست پروردگار در محله اي ساکن شديم که بي شباهت به محله پيامبر که دختران را زنده بگور ميکردند نيست . هم اکنون در کوچه بن بست ما صداي موزيک شاد و جيغ و داد و فريادهاي شادي بگوش ميرسد انگار نه انگار که در ايام شهادت نيکوترين مردان عالم بسر ميبريم و اين وظيفه بر دوش بنده است که تاثير گذار باشم .
*ترخون بانو*
@ راوندي اينجاکه سوت و کورس ماهم کلا توخونه بوديم جاي نرفتيم
* راوندي *
@ترخون بانو اينجا همچنان بزن و بکوب هست صداي جيغ دخترها و صداي ترقه . من بيرون رو نگاه نکردم ببينم در حال رقصيدن هم هستند يا نه .
* راوندي *
بهر حال همون سوت و کور که ميفرماييد توي اين شبها بهترين حالت ممکن هست
پيام رهايي
جناب راوندي استفاده کردم، موفق باشيد. بازهم ميگم ماشاالله به حوصله فولادين و پرحجم شما...
*ترخون بانو*
@ راوندي والا چه عرض کنم استاد ماشادي رابامردم ازاري اشتباه گرفتيم
* راوندي *
@پيام رهايي اختيار داريد ، مديون لطف شما هستم هميشه فکر ميکردم اينهايي که شبهاي چهارشنبه مشرف ميشوند جمکران و قصد دارند امام را ملاقات کنند بعد از ديدار چگونه ميخواهند زندگي کنند ؟ انسان تا زماني که به وجود پروردگار و دنياي ديگر شک داشته باشد يک تکليف دارد و وقتي عاملي بوجود آيد که يقين پيدا کند يک نوع تکليف ديگر دارد . در حالت اول توبه با شرايط خاص پذيرفتني است ، اما
* راوندي *
در طول زندگي بارها پروردگار با بندگان خودش ارتباط برقرار ميکند اما از طريق نامحسوس بنحوي که بعد از آن شک ميکنيم که کار خدا بود يا اتفاقي روي داد . البته در لحظه اطمينان داريم که کار خدا بوده اما زمان که ميگذرد شک پديدار ميشود که آنهم ميتواند بهانه اي براي گناه کردن باشد . بهر حال حکايت هيچکس با ديگري قابل مقايسه نيست و هر کس داستان خود را دارد .
* راوندي *
@ترخون بانو در طي اين سالهايي که با نوجوانان منطقه در ارتباط هستم بخوبي متوجه تغييرات در شخصيت آنها هستم . آنها مراقب و راهنما ميخواهند. اينجا جواني هست که ميگويد من بايد هفته اي يک بار شما را ببينم در غير اينصورت به گناه مي افتم . انسانها ذات پاکي دارند و مردم ايران آمادگي داشتند بهترين مردمان عصر حاضر شوند اما متاسفانه موفقيت شيطان بيشتر بود
* راوندي *
پيش از اينهم عرض کردم اکنون هر کسي که نت داشته باشد و چرخي در سايتهاي مختلف بزند کم و بيش با حقايقي آزار دهنده آشنا ميشود که پاسخي براي آنها نيست و حيران و سرگردان در کار و حال خود ميماند . نسل جديد هم چون هيچ توجهي به آنها نميشود بحال خود رها شده اند لذا در پارکها اتفاقاتي برايشان مي افتد که به بنده ميگويند اينجا بايد گرگ باشي گوسفند باشي تو را ميخورن
* راوندي *
من نميدانم امام زمان چگونه ميتواند عدل و داد را در دنيا برقرار کند چون بهيچوجه قرار نيست قدرت ماورايي داشته باشد مقصودم اينست که قرار نيست پروردگار دخالت مستقيم داشته باشد . افکار مردم هم که روز به روز از ديروز ناهنجاري ميشود. حقيقتش امسال رفتاري از نوجوانان ديدم که احساس کردم هيچ کاري از دستم بر نمي آيد و انگار بايد خانه نشين شوم
* راوندي *
البته اينکار برايم مقدور نيست و تعداد زيادي هستند که وقتي مرا ميبينند ميگويند چرا ديگر پارک نمي آيي . البته شايد کم و بيش بدانيد بتازگي دچار بيماري عجيبي شدم که احساس ميکنم بواسطه آن خداوند ميخواست وجود مرا از خون ناپاک ، پاک کند و شخصيتي جديد داشته باشم تا بهتر بتوانم با مشکلات برخورد کنم چون اينجا هيچکس جز خدا همراه من نيست .
* راوندي *
بدبختي اينست که هيچ همراهي هم قابل اعتماد نيست در طول اين چند سال اتفاقاتي افتاده که هر کدامشان ميتواند يک کتاب باشد ، کتابي که بازگو کردنشان بسيار دشوارست چه رسد به نوشتن آن .
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید