شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ [تلگرام] ازشراربوسه هاي ، داغ خورشيد
رازاين عاشقي را ، خواندام
خشگي لب هاي ، همرزم را
در کوير تف داده ، ديدام
رازآن همه ، عشقبازي را
در دوچشم شيرهاي ، خفته خواندام
مي داند که من درقلب خويش
عاشقبازي را ، به تصويرميکشم
درسپهربايگان ، بنوشته اند
شيرهاي بيشه را ، جان مي دهند
بسترسرخ گلهاي ، لاله را
اَبروباد مست و ، غزل خوان ميکند
غفلت ازدشمن ، هرگز غلام
بيشه بين دوآب را ، شيربچه ها پُرميکنند
غ..ر..آ
متشکرم دوستان عزيز
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top