پيامهاي ارسالي
+
دوستت دارم هايت را سخت دوست دارم . بي شک از اعماق دلت برمي آيد که اينچنين بر دلم مي نشيند من به جمله " آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند " اعتقاد دارم . . .
غرور زخمي من
97/6/10
+
يه جوري خودکشي کني که برات فقط يه تن سالم بمونه . . .
غرور زخمي من
97/6/10
+
ماجراها داشتيم
رفتيم و بذر عاشقي کاشتيم
نيکوتر از آنچه بود که ما مي پنداشتيم
ليکن زودتر داس برداشتيم
صدحيف حرمت عشق فرو نگذاشتيم
/خود نويس/
رفتيم و بذر عاشقي کاشتيم
نيکوتر از آنچه بود که ما مي پنداشتيم
ليکن زودتر داس برداشتيم
صدحيف حرمت عشق فرو نگذاشتيم
/خود نويس/
غرور زخمي من
97/6/10
+
تو مضمون که نه خودشعرهايم بودي
ديگر شعرهايم هيچ ندارد!
قافيه
وزن
رديف
نکند از شعرهايم سيري؟!
/نو نوشت/
ديگر شعرهايم هيچ ندارد!
قافيه
وزن
رديف
نکند از شعرهايم سيري؟!
/نو نوشت/
در انتظار آفتاب
97/6/10
+
گفتي ز عشق ما بوي ريا مي آيد
مرحبا باد که خوش بردي بوي و ياد . . .
/خود نويس/
مرحبا باد که خوش بردي بوي و ياد . . .
/خود نويس/
در انتظار آفتاب
97/6/10
+
روزي مي روي . . .
از تو ، براي روزي که نيستي
شعري مي گويم
هجوم کلمات
همهمه ي واژه ها
چه بگويم؟!
. . . . . . . .
چه گفته بودم!!
مرورش مي کنم
مژه برهم زنم و گويم :
روزي مي روي . . .
//نو نوشت//
از تو ، براي روزي که نيستي
شعري مي گويم
هجوم کلمات
همهمه ي واژه ها
چه بگويم؟!
. . . . . . . .
چه گفته بودم!!
مرورش مي کنم
مژه برهم زنم و گويم :
روزي مي روي . . .
//نو نوشت//
غرور زخمي من
97/6/10
+
/تازه نوشت/
کسي در اتاقي بي پنجره
مي خواند ورق به ورق همه ي کتاب هاي عالم را
به دنبال مجنونيست که در مي نوردد بيابانهاي پير خود را
کسي مي کوبد تمام درهاي بسته را
به دنبال زنيست پوشيده در حرير عشق
در بستر زفاف خويش
کسي مي شويد دم به دم دست هايش را
در باراني از نامهرباني
در انتظار بر آمدن مهتاب
ايستاده پشت پنجره رو به خياباني بي انتها
کسي در اتاقي بي پنجره
مي خواند ورق به ورق همه ي کتاب هاي عالم را
به دنبال مجنونيست که در مي نوردد بيابانهاي پير خود را
کسي مي کوبد تمام درهاي بسته را
به دنبال زنيست پوشيده در حرير عشق
در بستر زفاف خويش
کسي مي شويد دم به دم دست هايش را
در باراني از نامهرباني
در انتظار بر آمدن مهتاب
ايستاده پشت پنجره رو به خياباني بي انتها
غرور زخمي من
97/6/10
+
خورشيد من ،
دلم در رنگ غروب چشمانت از کف رفت . . .
دلم در رنگ غروب چشمانت از کف رفت . . .
غرور زخمي من
97/6/10
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید