پيام
+
[تلگرام]
آهوي در بند
مگر ميشود عشق بي نام تو
دلي که رميده، شده رام تو
چو آهوي در بندم و نيمه جان
رهايي محال است از دام تو
به بزمي که باشي تو ساقيِّ آن
خوشا باده نوشيدن از جام تو
به سينه قرارش نبود اين عجب
دلارام من، دل شد آرام تو
منم آن کبوتر که از چاه غم
پناهم شده گوشه بام تو
سري دارم و مي دهم در رهت
رسد سوي من گر که پيغام تو
اگرچه نشد کام واسع روا
الهي جهان باد بر کام تو
#سيد_علي_کهنگي فروردين 1399 @sayedalikahangi ادامه...
مگر ميشود عشق بي نام تو
دلي که رميده، شده رام تو
چو آهوي در بندم و نيمه جان
رهايي محال است از دام تو
به بزمي که باشي تو ساقيِّ آن
خوشا باده نوشيدن از جام تو
به سينه قرارش نبود اين عجب
دلارام من، دل شد آرام تو
منم آن کبوتر که از چاه غم
پناهم شده گوشه بام تو
سري دارم و مي دهم در رهت
رسد سوي من گر که پيغام تو
اگرچه نشد کام واسع روا
الهي جهان باد بر کام تو
#سيد_علي_کهنگي فروردين 1399 @sayedalikahangi ادامه...
در انتظار آفتاب
99/3/19

برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید