شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

daneshjooo

+ در ساحل با خدا قدم مي زدم. بر پهنه آسمان صحنه هايي از زندگي ام برق زد. در هر صحنه، دو جفت جاي پا روي شنهاديدم. يکي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا متوجه شدم که چندين بار درسخت ترين و غمگين ترين دوران مسير زندگي ام، فقط يک جفت جاي پاروي شن بوده است.
خدايا، تو گفتي در تمام راه با من خواهي بود.خداپاسخ داد:
اگر در آزمون ها و رنج ها، فقط يک جفت جاي پا ديدي زماني بود که تو را در آغوشم حمل مي کردم

خطا در آدرس عکس
daneshjooo
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top