پيام
+
... و شب ،تنها ،تاريك ،بي رنگ ،باد سردي مي وزد ،به ماه نگاهي مي اندازم ،بي اختيار دلم برايت تنگ مي شود بغض گلويم را مي فشارد ،مي لرزم سرم را زير مي اندازم، خجالت كشيده ام...
شب انگار موعد ديدار توست و تازه مي فهمم تفسير انكه فرمودي قم الليل الا قليلا ...
خدايا خسته ام ،بي تابم ،در دلم اشوب است ،دلم تنگ تر مي شود چشمانم خيس مي شود ،هق هقي مي كنم ،
*خدايا بگو باران ببارد*
شب انگار موعد ديدار توست و تازه مي فهمم تفسير انكه فرمودي قم الليل الا قليلا ...
خدايا خسته ام ،بي تابم ،در دلم اشوب است ،دلم تنگ تر مي شود چشمانم خيس مي شود ،هق هقي مي كنم ،
*خدايا بگو باران ببارد*

0098
91/4/17
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید