شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ در فکه مرا راه ندادند////آيا که شود مکه به درگاه تو آيم؟؟؟باران قضا گِل به مسير دل ما زد////آيا به سر کوي تو من راه ندارم؟؟؟؟
ببخشيد که اينطوري شد.داشتم ميرفتم اين چند جمله به ذهنم اومد نوشتم تا شنبه درستش کنم.به اميد ديدار....
روزي به سوي فکه با کاروان روان شد///باران سرد و وهشي در راهمان عيان شد///راهي که رفته بوديم از گل ولاي پر شد///در زير چرخ ماشين راه نرفته سُر شد///آخر که فکه جا ماند///وقت سفر که پُر شد....
فکه و مکه هم وزنند و هم نشاني ...در باغ شهادت فکه ايها از طرف مکه باز شد که به ديدار يار آمدند...!
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top