شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ به شوق مرگ ميکشم دانه دانه نفسهايم را
شايد که باز يابم آن يار آشنا را
گشتم نبود مي گشتي چيزي نمي ديدي يافته ها گوياي اين مطلب است بخور آش به همين خيال باش حالا که عاقل شده بي پدر خيلي زرنگ شده به اين سادگي گير نمي يفته
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top