شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ از چشم تو چون اشك سفر كردم و رفتم
افسانه هجران تو سر كردم و رفتم
در شام غم انگيز وداع از صدف چشم
دامان تو را غرق گنه كردم و رفتم
چون باد بر آشفتم و گلهاي چمن را
در رخت زير و زبر كردم و رفتم
اي ساحل اميد پي وصل تو چون موج
در بحر غمت سينه سپر كردم و رفتم

چون شمع به بالين خيالت شب خود را
با سوز دل و اشك سحر كردم و رفتم ادامه...
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top