پيام
+
داستاني است که ميگويد:
يک شب مجنون در حال نماز خواندن بود که صداي ليلي را شنيد.
بياختيار نماز را رها کرد
و به سمت صدا دويد.
وقتي او را نکوهش کردند،
پاسخ داد:
"چگونه در نماز ميتوانم حضور قلب داشته باشم،
درحاليکه صداي معشوق مرا از خود بيخود ميکند؟
اگر در برابر خدا آنچنان که بايد عاشق بودم، هيچ صدايي جز او را نميشنيدم!"
يک شب مجنون در حال نماز خواندن بود که صداي ليلي را شنيد.
بياختيار نماز را رها کرد
و به سمت صدا دويد.
وقتي او را نکوهش کردند،
پاسخ داد:
"چگونه در نماز ميتوانم حضور قلب داشته باشم،
درحاليکه صداي معشوق مرا از خود بيخود ميکند؟
اگر در برابر خدا آنچنان که بايد عاشق بودم، هيچ صدايي جز او را نميشنيدم!"
2-اشراق
04/1/11
جوادتبريزي
چه نماز باشد آن را که تو درخيال باشي؟توصنم نمي گذاري که مرا نمازباشد.
پيام رهايي
@جوادتبريزي نمازي که در دل من است، تنها حرکات است، نه عبوديت. هعي
*ترخون بانو*
درنمازم خم ابروي تو باياد آمد حالتي رفت که محراب به فرياد امد
پيام رهايي
@ترخون بانو سپاس از حضورتان. شعر حافظ، راهنماي دلهاي پر جستجوست، که در سکوت درون، به حقيقت ميرسند. راهتان همواره روشن و پر برکت باد.
جوادتبريزي
@پيام رهايي تمام عبادات ما عادت است به بي عادتي کاش عادت کنيم
*ترخون بانو*
@پيام رهايي درود بر شما سلامت باشيد ممنون از دعاي خيرتون
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید