شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ داستاني است که مي‌گويد:
يک شب مجنون در حال نماز خواندن بود که صداي ليلي را شنيد.
بي‌اختيار نماز را رها کرد
و به سمت صدا دويد.
وقتي او را نکوهش کردند،
پاسخ داد:
"چگونه در نماز مي‌توانم حضور قلب داشته باشم،
درحالي‌که صداي معشوق مرا از خود بي‌خود مي‌کند؟
اگر در برابر خدا آن‌چنان که بايد عاشق بودم، هيچ صدايي جز او را نمي‌شنيدم!"

چه نماز باشد آن را که تو درخيال باشي؟توصنم نمي گذاري که مرا نمازباشد.
@جوادتبريزي نمازي که در دل من است، تنها حرکات است، نه عبوديت. هعي
درنمازم خم ابروي تو باياد آمد حالتي رفت که محراب به فرياد امد
@ترخون بانو سپاس از حضورتان. شعر حافظ، راهنماي دل‌هاي پر جستجوست، که در سکوت درون، به حقيقت مي‌رسند. راهتان همواره روشن و پر برکت باد.
@پيام رهايي تمام عبادات ما عادت است به بي عادتي کاش عادت کنيم
@پيام رهايي درود بر شما سلامت باشيد ممنون از دعاي خيرتون
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top