شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ [تلگرام] من آدم حساسي نيستم
وقتي خانه‌ي والدينم را ترک كردم گريه نكردم
وقتي گربه‌ام مرد گريه نكردم‌
وقتي در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم.
و حتي وقتي روي ماه پا گذاشتم گريه نكردم ..!
اما وقتي از روي ماه به زمين نگاه كردم بغضم گرفت با ترديد با پرچمي كه بنا بود روي ماه نصب كنم بازي مي‌کردم‌. از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتي نبود ما بوديم و يک خانه ‌ي گرد آبي.
با خودم گفتم انسانها براي چه ميجنگند...؟
انگشت شصتم را به سمت زمين گرفتم و کره زمين با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ريختم‌.
 #نيل_آرمسترانگ
از خاطرات اولين فضانوردان تاريخ
ادامه...
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید
vertical_align_top