شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

ساعت دماسنج
+ [تلگرام] سهم ما از برف سرما هست اگر عده اي زيرش نهان دارند سر کبک انديشان روباهي مزاج لاشخور فکران لرزان در خطر باغ را بي شاخ و برگي ميدهد اين سترون زاده ي نابارور جنگل است از اين تطاول در خروش خشمگين چشمان بي شرم تبر شمع با شبگريه هايي پرفريب بر پرِ پروانه ها بارد شرر آسمان ابري، زمين خشک و خموش روزمان چون شام يلدا بي سحر مي رسد گرماي پرمهرِ بهار سهممان از برف، سرما هست اگر #مهدي_زکي_زاده بشادي و رحمت باد الهي بارش برف بر سر شهرمان بلطف دادارمهرآفرين #در_اين_سرما_بفکر_دلسردها_باشيم #نرنجيم_و_نرنجانيم_عشق_است
+ [تلگرام] دلم درگير روياي جواني ست اسيرِ داغ هاي زندگاني ست ولي با اينهمه سرشارم از عشق که عشق انگيزه بخشي جاوداني ست سر از دامان مهرش بر ندارم سراپاي وجودش آسماني ست نميخواهم کسي اشکم ببيند غم عشقش به دل گنجي نهاني ست خيالش خنده بر لب مي نشاند که مهرش شادماني را نشاني ست زمستان برسرم باريده، پيرم دلم سرشار روياي جواني ست #مهدي.زکي زاده #بداهه دلمان از مهر و دوستي و روياي عشق سرشار باد و شاد در زمستان عمر، دلگرم باشيم به مهرِ دوست، بلطف دادارمهرآفرين
https://وکالت.com/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86/
از سايتهاي من ديدن کنيدhttps://3sotweb.com/%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA/
+ [تلگرام] ببند پنجره را ،بادِ استخوان سوزيست اجاق خاطره درگير داغ ديروزيست ببن که دست پدر بي بهانه مي لرزد و سرخ صورتش از واژه هاي بي روزيست به خيس چشمي مادر، به خنده ي سوزن خدا به قامتمان گرم بخت بد دوزيست اگرچه خرمن ارباب خوشه اش از ماست در آه سينه يِ ما شرمِ آتش افروزيست شکست پشتِ دل از بغضِ در گلو مانده گناهِ اهلِ ستم دارد آنکه ترسو زيست #مهدي_زکي_زاده دراين شبهاي پرسوز زمستان فکر خانه هاي سرد و سفره هاي خالي باشيم پدري که جيب خالي اش، شرمنده اش ساخته نزد فرزندان بيماري که چشم براه داروست #هموطن_سيستاني_ببخش #نرنجيم_و_نرنجانيم_عشق_است
+ [تلگرام] هرچند زمستانِ بَدي آمده است فريادِ بهار بر لبِ دهکده است با اينکه تبر به جانمان افتاده از هر طرفي جوانه‌اي سر زده است #شروين_سليماني @ShervinSoleimani
+ [تلگرام] صبح سپيد و برف پوشت خير بادا عيشت مداوم، باده:نوشت.خير بادا آشفته ميخواهي در عشقت خاطري را؟ آشوب گيسو رويِ دوشت خير بادا #مهدي_زکي_زاده سلام صبح سرد و برفي بهمني تان بخيرو بمهر درخانه ي گرمت بفکر کوچه گردان باش دلمان گرم بمهرِ دادارِ مهرآفرين بادا #نرنجيم_و_نرنجانيم_عشق_است
+ [تلگرام] بارد از هر مژه اش تير به قلبم ، دلدار "يارب از هرچه خطا رفت هزار استغفار"* ترس دارم که بميرم و نبينم وصلش راه طولاني و من پيرم و نازش بسيار روزگاري که ندارد سرِ سازش با ما شادمان گردش آن دست خداوند سپار با همه بخت بد آرام دلي بينم از... دستِ بخشنده و آغوشِ فريبنده يِ يار طعنه و سرزنش و شوري چشمان حسود بي اثر ميشود از پرتوِ رخسارِ نگار بر سرو صورت اگر برف زمستان دارم شوم از عطر تنش زنده تر از فصل بهار با غزلواره ترين زمزمه ميخوانم از او نام او همهمه را برده و آورده قرار تا که در چشم ترم مي نگرد، ميخواند عشق را، گرچه کنم در نظر خلق انکار #مهدي_زکي_زاده "حضرت سعدي"*
+ [تلگرام] ميبرم کنج قفس سر زيرِ بالِ خويشتن گِريَم از شوقِ خود وخَندم بِحالِ خويشتن بخت بد وقتي تباني ميکند با روزگار سر زنم با نيتِ خوبي به فالِ خويشتن مِنَّت از مردان و نامردان نمي خواهم کشيد ميکشم برشانه يِ خسته وبالِ خويشتن جز براي دوست دردِ دل نخواهم گفتن و صبر دندان مي زنم برسيبِ کالِ خويشتن مادرم با چشم و دل سيري بزرگم کرده است دارم از جدِّ پدر عشق زلال خويشتن بنده يِ شکرم ،سکوتم از رضايت برقضاست برستمگر ميزنم مشتِ جدالِ خويشتن سربلندو سربزيرم، مي پرم تا اوج عشق مي برم کنج قفس سر زيرِ بالِ خويشتن #مهدي_زکي_زاده سرشار باد دلمان از پرواز در آسمان عشق به بال رويا و برشانه ي احساسمان جاري باد آبشار گيسويِ ساسر ناز دوست بلطف دادارِ مهرآفرين #دور_باد_از_جانمان_منت_از_دونان_براي_نان #نرنجيم_و_نرنجانيم_عشق_است
+ [تلگرام] صبح که مي شود ؛ دنبالِ اتفاقاتِ خوب بگرد دنبالِ آدم هايِ خوبي که حالِ خوبت را با لبخند هايشان به روزگارت سنجاق کني ... يک روزِ خوب ، اتفاق نمي افتد ، ساخته مي شود... @shahkarkh پيراهن آغوش تو اندازه يِ من نيست کوچيکتر از اونم که توو دنيايِ تو جاشم من ذره اي هستم،تو اقيانوسِ خورشيدت برمن بتاب اي عشق تا يک ذره پيدا شم #مهدي_زکي_زاده صبح و روز و روزگارمان بخير و بمهر سرشار از بارش نور و گرماي روي حضرت دوست،بلطف دادارمهرآفرين
+ [تلگرام] ياد شعرى معروف افتادم: سَرَم را سرسرى متراش اى استادِ سلمانى كه ما اندر ديارِ خود، سرى داريم و سامانى... #جواد_معيني شهريار نگار پايگاه اجتماعي شهر حامي حقوق شهروندان : @ngo95
+ [تلگرام] در زمستانِ عمر هستم و عشق مي دهد عطر نوبهارانم باتو از بخت بد نمي ترسم خشکيِ شاخه زير بارانم خنده ات را براي من بفرست تا به دردِ دلم دوا بخشم عشق بي شرط و بي بهانه بيار من بجان پايِ عهد و پيمانم #مهدي_زکي_زاده زمستانمان سرشار باد از دلگرمي به عشق و مهرِ دوست بلطف دادارمهرآفرين
+ [تلگرام] آزرده ي حرف مفت مردم نشوم در راه بنورِ عشق تو گم نشوم رنجيده نميکنم دل از زخم زبان در رنجش ديگري چو کژدم نشوم #مهدي.زکي زاده #نرنجيم_و_نرنجانيم_عشق_است
*ليلا*
احسنت
+ [تلگرام] صداي تو از جنس آرامشه بازنگ صدات سمتِ رويا ميرم به گوشيم که زنگ ميزني پاميشم و انگاري روو ابرها را مي رم يجوري دلم سمت گوشي ميره که انگار ي تشنه ميره سمت رود تا بر ميدارم ميگم: عشقم سلام سلامي صميمي، هزاران درود ميگم حرف بزن،حالمو خوب کن بااسم کوچيکم صداکن منو چشاتو ببندو توو روياي خود کنارم بشين و نگا کن منو کنارم بشين توو خيالت که من به گرماي آغوش تو دلخوشم از عطر موهات جون ميگيره دلم نفس در هواي دلت مي کشم نفس در هواي تو يعني بهار جَوون ميکني اين دلِ پيرمو زمستون موهامو دست ميکشي و وا ميکني حالِ دلگيرمو دلم گيرِ يلدايِ موهاي توست مبادا دلو از سرت واکني توو فصلِ زمستونِ عمرم،ميخوام دلم رو بگيري کمي (هااا)کني صداي تو از جنس آرامشه صدام کن کمي تا دلم وا بشه بيا تا که باهم بخنديم،به عشق همه دردامون تا مداوا بشه #مهدي_زکي_زاده جاري بر لبمان ترانه ي مهر باد و در دلمان ،گرماي عشق بلطف دادارمهرآفرين #نرنجيم_و_نرنجانيم_عشق_است
+ [تلگرام] با دلم هرچند بد تا کرده بخت مي گشايم چشم بر تو با خوشي شک ندارد عشق روزي مي کَشَد عاشقانِ خسته دل را تا خوشي #مهدي.زکي زاده از لحظه لحظه ي عمر بايد با عشق لذت برد. روزي بالاخره همه چيز درست ميشه، بلطف دادارمهرآفرين #نرنجيم_و_نرنجانيم_عشق_است
+ [تلگرام] دست و صورت شسته ام در چشمه يِ خورشيدِ عشق چنگِ شوق انداختم بر دامنِ ناهيدِ عشق صبح دل را خير کرده خنده يِ پُر مهرِ دوست روزِ نو، انديشه اي نو زايد از اُمّيدِ عشق #مهدي_زکي_زاده سلام صبح و روز و روزگارمان بخير و بمهر سرشار از مهر و اميد و شادي و شادي افريني بلطف دادارِمهرآفرين #نرنجيم_و_نرنجانيم_عشق_است
+ [تلگرام] عشق جريان يافت ازسرپنجه يِ اين پنج تن ساده اند و باصفا و مهر آيين، پنج تن در تلاطم هايِ دنيا، در هجومِ تند باد ناخداي باخداي کشتيِ دين، پنج تن #مهدي_زکي_زاده با اقتدا به انوارِ پاکِ پنج تن آل عبا راه صلاح و خير و عاقبت بخيري بيابيم و رها شويم از دنيايِ تاريکي و کين و دروغ و ريا بلطف دادارِ مهرآفرين
چراغ جادو
آواي روستا
رتبه 1
1511 برگزیده
1273 دوست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله اسفند ماه
vertical_align_top