گروه اينترنتي جرقه دانكو
پيامهاي اتاق
+
عشق بي وفاي من
دلم گرفته بود ، آن لحظه دلم هواي آغوشش کرده بود
تنها اشک بود که ميريخت از گونه هايم ، در آن لحظه تنها او را ميخواستم در کنارم
محکم مرا در آغوش خودش گرفت ، اشکهايم را از گونه هايم پاک کرد
و در گوشم گفت : ديوانه من که اينک در کنارتم
ميگفت تا آخرش باتوام ، عزيزم آرام باش ، من در کنارتم
دلم گرفته بود ، آن لحظه دلم هواي آغوشش کرده بود
تنها اشک بود که ميريخت از گونه هايم ، در آن لحظه تنها او را ميخواستم در کنارم
محکم مرا در آغوش خودش گرفت ، اشکهايم را از گونه هايم پاک کرد
و در گوشم گفت : ديوانه من که اينک در کنارتم
ميگفت تا آخرش باتوام ، عزيزم آرام باش ، من در کنارتم
+
اعتراف عاشقانه
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برايت تنگ شده
فکر نکن بي وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف ميکنم اينک در حسرت روزهاي شيرين با تو بودنم
باور نميکنم اينک بي توام
کاش ميشد دوباره بيايي و يک لحظه دستهايم را بگيري
کاش ميشد دوباره بيايي و لحظه اي مرا ببيني
تا دوباره به چشمهايت خيره شوم ،
تا بر همه غم و غصه هاي بي تو بودن چيره شوم...
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برايت تنگ شده
فکر نکن بي وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف ميکنم اينک در حسرت روزهاي شيرين با تو بودنم
باور نميکنم اينک بي توام
کاش ميشد دوباره بيايي و يک لحظه دستهايم را بگيري
کاش ميشد دوباره بيايي و لحظه اي مرا ببيني
تا دوباره به چشمهايت خيره شوم ،
تا بر همه غم و غصه هاي بي تو بودن چيره شوم...
+
کاش ميشد دوباره بيايي و لحظه اي نگاهت کنم ، با چشمهايم نازت کنم
در حسرت چشمهايت هستم ،
چشمهايي که هميشه با ديدنش دنيايم عاشقانه ميشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوايت را کرده
در حسرت گرمي دستهايت ، تا کي بايد خيره شوم به عکسهايت ،
هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هايت...
کاش بودي و به بهانه هايت نيز راضي بودم ،
کاش بودي و من ديگر از سردي نگاهت شاکي نبودم
در حسرت چشمهايت هستم ،
چشمهايي که هميشه با ديدنش دنيايم عاشقانه ميشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوايت را کرده
در حسرت گرمي دستهايت ، تا کي بايد خيره شوم به عکسهايت ،
هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هايت...
کاش بودي و به بهانه هايت نيز راضي بودم ،
کاش بودي و من ديگر از سردي نگاهت شاکي نبودم
+
1. سخن گفتن پرنده
اميرمؤمنان(ع) مىفرمايد: « حضرت مهدى(عج) در مسير حرکت خود به يکى از سادات حسنى که دوزاده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد مىکند؛ حسنى در مقام احتجاج برمىآيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مىداند.
اميرمؤمنان(ع) مىفرمايد: « حضرت مهدى(عج) در مسير حرکت خود به يکى از سادات حسنى که دوزاده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد مىکند؛ حسنى در مقام احتجاج برمىآيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مىداند.
+
ده کرامت و معجزه آينده از حضرت مهدي عليه السلام
کرامات و معجزه
در آخرالزمان هر چند مردم براى روى کارآمدن دولتى قدرتمند و در عين حال پشتيبان ستمديدگان، لحظه شمارى مىکنند، ولى به بسيارى از دولتهايى که روى کار مىآيند، خوشبين نيستند و سخن هر حزب و گروهى را نمىپذيرند و اصولاً کسى را قادر نمىدانند که بتواند نظم را به جامعه جهانى بازگرداند و دنياى پرآشوب را سامانبخشد.
کرامات و معجزه
در آخرالزمان هر چند مردم براى روى کارآمدن دولتى قدرتمند و در عين حال پشتيبان ستمديدگان، لحظه شمارى مىکنند، ولى به بسيارى از دولتهايى که روى کار مىآيند، خوشبين نيستند و سخن هر حزب و گروهى را نمىپذيرند و اصولاً کسى را قادر نمىدانند که بتواند نظم را به جامعه جهانى بازگرداند و دنياى پرآشوب را سامانبخشد.
+
سلامعزيزم
رها کردي دلم رفتي کجايي....
خيال کردم تو هم درد آشنايي.....
به دل گفتم تو هم هم رنگه مايي.....
خيال کردم تو هم در باديه عشق.....
اسيره حسرت و رنج و بلايي.....
ندونستم که بي مهرو وفايي.....
نفهميدم گرفتار هوايي.....
ندونستم ته ديداره شيرين .....
نهفته چهريه تلخ جدايي.....
تو که گفتي دلت عاشقترينه.....
دلت عاشق ترين قلب زمينه.....
رها کردي دلم رفتي کجايي....
خيال کردم تو هم درد آشنايي.....
به دل گفتم تو هم هم رنگه مايي.....
خيال کردم تو هم در باديه عشق.....
اسيره حسرت و رنج و بلايي.....
ندونستم که بي مهرو وفايي.....
نفهميدم گرفتار هوايي.....
ندونستم ته ديداره شيرين .....
نهفته چهريه تلخ جدايي.....
تو که گفتي دلت عاشقترينه.....
دلت عاشق ترين قلب زمينه.....
+
مثل شقايق زندگي کن ،کوتاه اما زيبا! مثلعزيزمکوچ کن ،فصلي اما هدفمند! مثل پروانه بمير ،دردناک اما عاشق !
+
ايعزيزمميادا ناكسان رامت كنند بابدانكمتر نشين ترسم كه بد نام كنند...
من نگويم باكسي خويي مگير؛هركه بهرت تب كند بهرش بمير!
من نگويم باكسي خويي مگير؛هركه بهرت تب كند بهرش بمير!
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید