قرمز سبز آبي خاکستري
هرگاه مرد با ايمان برادر خود را خشمگين ساخت ، ميان خود و او جدائى انداخت . [ گويند : حشمه و أحشمه ، چون او را بخشم آورد . و گفته‏اند شرمگين شدن و خشم آوردن را براى او خواست . و آن گاه جدائى اوست ] . [ و اكنون هنگام آن است كه گزيده‏هاى سخن امير مؤمنان عليه السّلام را پايان دهيم ، حالى كه خداى سبحان را بر اين منّت كه نهاد و توفيقى كه به ما داد سپاس مى‏گوييم . كه آنچه پراكنده بود فراهم كرديم و آنچه دور مى‏نمود نزديك آورديم . و چنانكه در آغاز بر عهده نهاديم بر آنيم كه برگهاى سفيد در پايان هر باب بنهيم تا آنچه از دست شده و به دست آريم در آن برگها بگذاريم . و بود كه سخنى پوشيده آشكار شود و از آن پس كه دور مينمود به دست آيد . و توفيق ما جز با خدا نيست . بر او توكل كرديم و او ما را بسنده و نيكوكار گزار است . و اين در رجب سال چهار صد از هجرت است و درود بر سيد ما محمد خاتم پيمبران و هدايت كننده به بهترين راه و بر آل پاك و ياران او باد كه ستارگان يقين‏اند . ] [نهج البلاغه]
پارسي يار
شبکه اجتماعي پارسي زبانان [نسخه آزمايشي]
عضويت