اتاق مشاعره
مرصاد
توضیحات
اينجا فقط مشاعره مى‌كنيم. قوانين: 1. سعى كنيد زير شعرها اگر نظر غير شعرى مى‌نويسيد داخل كروشه باشه و بعد از خوندن مخاطب حذفشون كنيد. 2. اگر خاطرتون بود، اسم شاعر رو داخل پرانتز پايان شعر بنويسين 3. شعرهاى مبتذل، غير اخلاقى و اينا كلاً ممنوع 4. توصيه‌هاى ايمنى را جدى بگيريد. 5. كسانى كه شعر حفظ نيستن، موقتاً ميتونن از اينجا http://ganjoor.net شعر كش برن
اتاق های جدید
اتاقی وجود ندارد
پيام‌هاي اتاق
ساعت ویکتوریا
+ «مشاعره8بهمن»هر كه عيب دگران پيش تو آورد شمرد/بي گمان عيب تو جاي دگران خواهد برد(سعدي)
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
ديدن روي تو اي جان كي ميسر مي شود / پس دهانم با لبانت كي معطر مي شود
رميصا
دستاي نجيب ِ باغچه ، خيلي وقته خاليه/ از تو گلدون ، گلاي کاغذي چيدن نداره
بعدی همه 11 نظر قبلی
دردم دوا نمي كني، از بهر چيست / اين زخم كهنه چنين باز مي كني
يک نفر هست صميمانه تو را مي خواهد مثل يک عاشق ديوانه تو را مي خواهد گاه با ياد تو زانو به بغل مي گيرد خاطراتش شده افسانه ، تو را مي خواهد
+ [مشاعره 3 بهمن ماه] دل ميرود ز دستم صاحبدلان خدارا - دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
مرصاد
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا/ بي وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا (شهريار)
الا اي آهوي دشتي كجايي؟/مرا با توست چندين آشنايي
همه 5 نظر
رميصا
امشب براي ماندنمان استخاره کن / اما به آيه هاي بدش اعتنا نکن...
ناز ترا ميكشم به ديده ي منت سر به رهت مينهم به عجز و تمنا

مرصاد

+ [مشاعره 30 دى] يا ما سر خصم را بکوبيم به سنگ/ يا او سر ما به دار سازد آونگ/ القصه درين زمانه‌ى پرنيرنگ/ يک کشته بنام به که صد زنده به ننگ (فرخى سيستانى)
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد/گفتم كه ماه من شو گفتا اگر برآيد
گفتم بگير فالي گفتا : نمانده حالي گفتم :چگونه اي تو ؟ گفتا در بندِ بي خيالي

مرصاد

+ مشاعره عاشورايى :: السلام عليک يا ابا عبدالله
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
مرصاد
باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين/ سينه ما مي‌شود کرب و بلاي حسين/ کاش خدا قستم رزق حلالي کند/ تا که توانم کنم خرج عزاي حسين/ کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه/ تا که بگيرم صفا من ز صفاي حسين/ هرکه عزدار اوست شيعه و غمخوار اوست/ ناله او مي‌دهد سوز صداي حسين
ندا داد اي عمو جان دست گيرم / مرا هم چون علي بردست گيرم
بعدی همه 14 نظر قبلی
زيبا چو گل بهاره مي آئي ،يار با دامني از ستاره مي آئي ، يار پيراهن خورشيد به تن پوشيدي با عالمي از شراره مي آئي ، يار
+ اين اتاق چقدر بي رونق شده؟!!
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
+ [مشاعره 10بهمن ماه] روزگاريست كه سوداي بتان كار من است- غم اينكار نشاط دل غمگين من است
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
گمشده-
تا تواني دلي بدست آور / دل شكستن هنر نمي باشد
دست هايت چون نوازشگار بود / اينچنين عادت به رندي كرده ام
بعدی همه 22 نظر قبلی
تا كي به تمناي وصال تو يگانه/اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
هردم كه ياد توام در گذر شود /از ديده آب روان و خون درجگر شود
+ «مشاعره11بهمن»آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست/عالمي ديگرببايد ساخت وز نو آدمي
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
يارا تو بيا ببين كه من مست و خرابم / در خواب گه انجمن شهر فقط نقش كتابم
مرا گر دولت عالم ببخشند - برابر با نگاه مادرم نيست
بعدی همه 10 نظر قبلی
دفتر خاطره ام را تو تورق بنماي / چون به دنيا به جز از يادم تو نيست كسي
ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه/هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

حسان

+ «مشاعره 13 بهمن» چشيد جرعه‌اي از آب و آب شد جگرش | كسي نبود و نديده چه آمده به سرش | كنار كوزه آبش ز پاي تا سر سوخت | چنان كه نور تماشا برفت از نظرش
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
شب است و شاهدو شمع و شراب و شيريني /غنيمت است دراين شب اگر دوستان بيني
سايبان
يارب نظر از لطف عطا کن همه را/ داريم دلي خسته ، دوا کن همه را..
همه 7 نظر
رميصا
درياي من ! به ابر سپـردم بيـاورد :/ يک آسمان ، بهانه ي باران براي تو
وآن شب كه در خماري ات غرقه بوده ام / از فرط نشئگي به بيابان همي شدم
+ (ژانزدهم بهمن ماه )حافظ نگشتي شيداي گيتي / گرمي شنيدي پند از اديبان
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم/ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا؟
الا يا ايها الساقي ادرکئسا ونا ولها/که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشگلها
+ [مشاعره 18 بهمن ماه] تاسحر شمع ومن و پروانه با هم سوختيم /آنكه بر مقصود نائل شد سحر پروانه بود
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
درويش شو اي غره به خود هان كه نماني / اينگونه مكن طي كه تو جاويد نماني
ياد باد آنكو به قصد خون ما - عهد را بشكست و پيمان نيز هم
همه 8 نظر
رميصا
نه ، شاهنامه نيست که تو پهلوان شوي/ اين يک تراژدي ست ـ غم ِداستان من
هادي قمي
نه من آن گلم كز تو بويي بگيرم //نه تو مشك و بويي تواني عنايت (خودم)

*جهادي

+ صدايت ميكنم شايدبه خاطر آوري من را / وشايد برده اي از خاطرت من رابه آساني
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
يا روزگار فاصله مي خواست بين ما- يا اشتباه بود به قلبت ورود من
نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم/ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا؟
بعدی همه 17 نظر قبلی
*جهادي
ما در اين شهر غريبيم ودر اين ملك فقير /به كمند توگرفتار وبه دام تواسير
هادي قمي
روح‌الامين نهاده به زانو سر حجاب /تاريک شد ز ديدن آن چشم آفتاب (محتشم )

*جهادي

+ صدايت ميكنم با موجي از اندوه تنهايي /كه ميسوزد مرا در لحظه هاي سرد و طوفاني
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
يارب اين نوگل خندان كه سپردي به منش- ميسپارم به تو از چشم حسود چمنش
*جهادي
شب روان مست ولاي توعلي/ جان عالم به فداي تو علي
بعدی همه 9 نظر قبلی
هلوع♥
داني كه چيست دولت ديدار يار ديدن/در كوي او گدايي بر خسروي گزيدن
نبيني كه با گرز سام آمدست؟/جوان است و جويياي نام آمدست

*جهادي

+ دلم از صومعه بگرفت و خرقه سالوس *كجاست ديرمغان؟!شراب ناب كجاست؟!
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
مرصاد
تا به کنون پرده‌نشين بود يار/ هيچ در آن پرده نمي‌داد بار/ خود به طلب ديدم و راهي نبود/ راه طلب داشتم از پرده دار
*جهادي
راز درون پرده ز رندان مست پرس /كاين حال نيست زاهد عالي مقام را
بعدی همه 43 نظر قبلی
*جهادي
رفت آن كس كه در اين شهر مرامونس جان بو د/ديگر به چه اميددر اين شهر توان بود
*جهادي
ياد بادآنكه زماوقت سفريادنكرد/ بوداعي دل غمديده ما شاد نكرد
+ «مشاعره 12 بهمن»اي مست شب رو كيستي؟آيا مه من نيستي؟/گر نيستي پس چيستي؟اي همدم تنهاي دل
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
هلوع♥
لاف سخن از چو در توان زد/ آن خشت بود كه پر توان زد
دريغا حسرت ديدار با تو / بسان طاقتم جاويد نايد
همه 7 نظر
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد//وانچه خود داشت ز يبگانه تمنا ميكرد
ديشب صداي تيشه از بيستون نيامد/شايد به خواب شيرين فرهاد رفته باشد

رميصا

+ اين همه رنج کشيديم و نمي دانستيم / که بلاهاي وصال ِ تو کم از هجران نيست
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
تا کي به تمناي وصال تو يگانه/ اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه
چراغ جادو