شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

ساعت ویکتوریا
+ توبه من خنديدي!ونمي دانستي من به چه دلهره ازباغچه همسايه سيب رادزديدم..باغبان از پي من تند دويد!سيب رادست توديد!غضب آلودبه من كردنگاه..سيب ازدست توافتادبه خاك!وتورفتي وهنوزسالهاست كه درگوش من آرام آرام خش خش گام تو تكراركنان!ميدهدآزارم...ومن انديشه كنان!غرق دراين پندارم كه چراخانه كوچك ماسيب نداشت......
+ + •خبر به دورترين نقطه ي جهان برسد نخواست او به من خسته بي گمان برسد شکنجه بيشتر ازاين! که پيش چشم خودت کسي که سهم تو باشد به ديگران برسد..... چه ميکني اگر او را که خواستي يک عمر کسي از راه ناگهان برسد!!!!!...........
جزتو
با كي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
علوم اقتصادي ياحرفاي عاشقونه کدوم
همه 5 نظر
مگه نميشه؟
شدنيست حداقل وبلاگتون هم مطالبش تغيير بده
کي گفته ؟ ............... شما مسائل رو بزرگ مي کنيد !!!!!!!
+ دردودل هايت رابه هيچ كس نگو...يادمي گيرندچگونه دلت رابه درد آورند...!
+ دردناکترين جدايي هاآنهايي هستندکه نه کسي گفت چرا؟نه کسي فهميدچرا؟..
+ درد دارد... وقتي بانسيمي برود...کسي که به خاطرش به طوفان زده اي...
+ به دنبال واژه هانباش كلمات فريبمان مي دهدوقتي اولين حروف الفباكلاه برسرداردفاتحه بقيه كلمات رابايدخواند...
اين شعرها را بايد گذاشت در کوزه و آبشان را خورد...! وقتي هنـــوز عرضه ندارند تو را عاشق کنند!!!
تادرك نشه اين شعراتاثيرشونشون نمي ده!!!!!!!!!!!!!
+ خدايادستم به آسمانت نمي رسدتوكه دستت به زمين مي رسدبلندم كن خسته ام...
+ کافيسـت سـر بــه زيــر باشـي گرگ شده اند اينروزها ... کافي است سر به زير باشي با بره اشتباهت ميگيرند خيز برميدارند براي دريدنت ...
جزتو
92/2/24
+ گاهــي لازمــه آدما گاهي لازمه چند وقت کرکره شونو بکشن پايين يه پارچه سياه بزنن درش و بنويسن : کسي نمرده فقط دلم گرفته آدم هـا بــراي هــم سـنگ تمـام مـي گـذارند آدم ها براي هم سنگ تمام مي گذارند. اما نه وقتي که در ميانشان هستي، نه... آنجا که در ميان خاک خوابيدي؛ "سنگ تمام" را مي گذارند و مي روند ...!
+ زندگي بافتن يك قالي ست نه همان نقش ونگاري كه خودت ميخواهي نقش رااوست كه تعيين كرده تودراين بين فقط مي بافي نقش راخوب ببين...نكندآخركارقالي زندگي ات رانخرند...
+ چه آسان تماشاگرسبقت ثانيه هاييم وبه عبورشان مي خنديم!چه آسان لحظه هارابه كام هم تلخ ميكنيم!وچه آسان به اخمي مي فروشيم لذت باهم بودن را!چه زودديرمي شودونمي دانيم كه فردامي آيدوشايدمانباشيم...
+ چه ديرمي فهميم كه زندگي همان روزهايي بودكه زودسپري شدنش را آرزو مي كرديم...
+ نمي دانم چراچشمانم گاهي بي اختيارخيس مي شوند مي گويندحساسيت فصلي است آري من به فصل فصل اين دنياي بي توحساسم...
درب کنسرو بازکن برقی
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله آذر ماه
vertical_align_top