شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

ساعت ویکتوریا
+ [تلگرام] رفت،آنگونه که حتي چمدان از تعجب دهنش وا،چمندان رفت بي آنکه خداحافظ هم دستگيري کند از ما،چمدان رختِ اُمّيد که برمي گردد را نداده بِدِلش جا ،چمدان خالي از نابترين خاطره ها پُرشد از نفرت و دعوا چمدان بينمان فاصله انداخته خشم عکسمان را زده تا، تا چمدان سيلي از اشک دلم را ميبُرد چشم در چشم تماشا چمدان قصه يِ خشمِ پدر، گريه ي ما همدمِ مادر تنها چمدان اين غزل خواب ندارد ديگر گشته از بس پيِ رويا چمدان شوق اينده ي ما را کشتند مدفنِ شاديِ فردا، چمدان #مهدي.زکي زاده
ساعت ویکتوریا
آواي روستا
رتبه 1
1564 برگزیده
1272 دوست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله آبان ماه
vertical_align_top