شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

تسبیح دیجیتال
+ [تلگرام] پوزخند ميزند خورشيد به شهر از سرِ برجِ خانه ات که طلوع ميکند چقدر بَدَم مي ايد از سرِبرج که صاحبخانه اشک مادرم را به نظاره مينشيند و پدرم با صورتي سرخ از سيلي شرم. در چمنزارِ باغت کودکانت مشغولند به رنگين کمان سازي با فواره ها بيزارم از باران پيرميشود پايم از پس آبي که سرميزند به کفش هاي خميازه چه نصيحتِ دردناکي ميکند واعظ وقتي ميگويد:تقديرت اين است راضي باش و ساکت #مهدي_زکي_زاده
mp3 player شوکر
آواي روستا
رتبه 1
1402 برگزیده
1277 دوست
vertical_align_top