شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

ساعت ویکتوریا
+ [تلگرام] بِخنده در دل اشعارم اضطراب انداخت رسيدو باز غزل را بِه پيچ وتاب انداخت رسيد و رفت و نبوسيدم از لبِ جامش خمار ماندم و چشم مرا شراب انداخت #مهدي.زکي زاده عصر آدينه مان سرشاراز رويايِ رويِ دوست باد
ساعت ویکتوریا
آواي روستا
1 امتیاز
1125 برگزیده
1285 دوست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله شهريور ماه
vertical_align_top