بخش های مرتبط
پيام
ساعت ویکتوریا
+ [تلگرام] ‍ شهري از ارديبهشتي نبض باران,شاعراست کوچه ميخندد به مهتاب و خيابان شاعراست تنگ گرماگرم آغوشي خيالي,باغزل تاسحر,بيدارمردي-چشم گريان-شاعراست خانه راحال وهواي عاشقي پرکرده و... سرسرا,تاحال,سرمستندوايوان شاعراست برلبانش صبر,خطي ازتبسم مي کشد درنگاه خلق دردش کرده پنهان,شاعراست چون زليخا,زخمي است ازتيرتيزطعنه,گاه گه به چاه فتنه,گاهي حصر زندان ,شاعراست چون نهال سبزگلشن رقصد همراه نسيم سخت وپابرجا ومحکم,پيش طوفان, شاعراست #مهدي.زکي زاده شعرمهر نقش لب دلمان باد بلطف دادارشعرآفرين
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
ساعت ویکتوریا